تماس با دبیرخانه

021-36621318

021-36621319

 

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

عضویت در خبرنامه کنگره علوم اجتماعی


افلاطون و قشربندی اجتماعی

31 مرداد 1395

 یکی از محورهای کنگره بین المللی علوم اجتماعی جامعه شناسی قشرها است . در ذیل نظریه افلاطون در قشربندی اجتماعی آورده شده است.

افلاطون و قشربندی اجتماعی:

به عقیده افلاطون مردم در مدینه ی فاضله، یا جزو توده ی مردم هستند یا جزو طبقه ی پاسداران. او طبقه ی پاسداران را به دو گروه یا قشر فرمانروایان و یاوران تقسیم می کند. به عقیده ی افلاطون از آنجا که استعدادهای افراد با هم متفاوت است، بنابراین هر کس بسته به استعدادش،  در یکی از طبقات جای می گیرد. به عقیده او کسانی که طبیعت، آنان را برای کار آفریده است، در طبقه کارگران جای می گیرند و افرادی که استعداد زمامداری دارند، وظیفه حکومت کردن را عهده دار می شوند، اما کسانی که استعداد زمامداری دارند، ولی باید تحت مراقبت باشند، جزو یاوران قرار می گیرند. 
به عقیده ی افلاطون استعدادی که برای نگهبانی ضروری است، هم در زن وجود دارد وهم در مرد. او همچنین معتقد است که پاسداران می بایست از لحاظ خانواده و دارایی مشترک باشند، زیرا وقتی در میان نگهبانان همه چیز از آن همگان شد، دیگر دلیلی برای حرص و حسادت و اغراض شخصی باقی نمی ماند و چون هیچ کس دارایی و خانواده ی شخصی نخواهد داشت، بنابراین همواره منافع سرزمین خود را بر منافع خانواده ی خود ترجیح می دهد.

در مجموع نظریات افلاطون نگرش فونکسیونالیستی داشته است.

به عقیده ی ارسطو در هر کشور مردم سه گروه اند: نخست آنان که بسیار توانگرند، دوم آنان که بسیار فقیرند و سوم آنان که میان این سه گروه اند.

ارسطو همچنین دلایل مخالفت خود را با جامعه ی بدون طبقه و مالکیت اشتراکی افلاطون، چنین توضیح می دهد: حل مسئله ی دارایی بسیار دشوار است. اگر سهم همه ی ایشان در کار و پاداش برابر نباشد، آنان که بیشتر کار می کنند و کمتر پاداش می گیرند، ناراضی و خشمگین خواهند شد. ارسطو وجود اقشار در جامعه را ضروری می داند و می گوید: هیچ جامعه ای به وجود نمی آید مگر با تقسیم مردم به طبقات و توزیع اموال ایشان بدان گونه که برخی به مصارف عمومی برسد و برخی دیگر به افراد مختص باشد.

به عقیده ی ابن خلدون، دو عامل متفاوت یعنی جاه و ثروت در شکل دادن به سلسله مراتب اجتماعی نقش اساسی دارند.

جاه: قدرتی که برای بشر حاصل می شود و آن را درباره ی هم نوعان زیر دست خود از راه اجازه دادن و منع کردن و تسلط بر آنان به قهر و غلبه به کار می برد تا ایشان را از روی عدالت به وسیله احکام و قوانین و شرایط با سیاست به دفع ضرر و جلب منافعشان... وادار کند.

نکته ی قابل ذکر آن که، داریی و ثروت به عقیده ی ابن خلدون بدون برخورداری از جاه و نفوذ اجتماعی دوامی نخواهد داشت و در مقابل برخورداری از جاه، عامل بالقوه ای است برای دستیابی به ثروت و صعود اجتماعی.

تمایزی  که ابن خلدون میان ثروت و جاه به عنوان و عامل عمده ی قشربندی اجتماعی قائل می شود، تا حدود زیادی، یادآور تمایزی است که جامعه شناسانی مانند وبر و پیروان او در زمینه ی قشربندی اجتماعی میان طبقه و منزلت  قائل می شوند.

ابن خلدون همچنین با مطرح کردن اصل اجتماعی بودن انسان و تقسیم کار اجتماعی، آنها را علت تقسیم جامعه به طبقات و اقشار مختلف و نابرابر از لحاظ امتیازات عنوان می کند.

جهت مشاهده محورهای همایش علوم اجتماعی اینجا را کلیک کنید.

 

برچسب ها: نخستین همایش بین المللی علوم اجتماعی، فاصله طبقاتی، جامعه شناختی، شناسایی چالش، افلاطون، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، همایش علوم اجتماعی، کارل مارکس، برنامه ریزی، راهکار نوین، رفاه اجتماعی، سرمایه اجتماعی، جمعیت شناسی، نابرابری های اجتماعی، کار و شغل، ارتباطات، توریسم، انسان شناسی، تعاون، تامین اجتماعی، جامعه شناسی روستایی


245
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
مرکز همایش های بین المللی توسعه ایران