همایش علوم اجتماعی و علوم تربیتی ایران




عضویت در خبرنامه کنگره علوم اجتماعی


تماس با دبیرخانه

021-36621318

021-36621319

 

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

نظریات سرمایه اجتماعی

9 شهریور 1395

 رابطه سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی یکی از محورهای اصلی نخستین همایش بین المللی علوم اجتماعی ایران است. در اینجا به بررسی نظریه های مختلف در این زمینه می پردازیم.

نظریات سرمایه اجتماعی

الف) نظریات فرانسیس فوکویاما

فوکویاما، سرمایه اجتماعی را مجموعه هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی می داند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه و پایین آمدن سطح هزینه ای تبادلات و ارتباطات سیستم اجتماعی می شود. همچنین وی، سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعه‌ی معینی از هنجارها و یا ارزش های غیر رسمی تعریف می کند که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان برقرار است، در آن سهیم هستند. از دیدگاه وی، یکی از منابع اصلی برای تولید سرمایه اجتماعی در سطح جهان، خانواده است که باعث می شود زمینه پیوند و اعتماد بین افراد به وجود بیاید.
از نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی می تواند از هنجار روابط متقابل دو دوست گرفته تا آموزه های پیچیده ای را در برگیرد که به طور مشروح بیان شده اند، همچون آیین مسیحیت یا آیین کنفسیوس. این هنجارها باید در روابط بالفعل آدمیان به طور عینی مصداق بیابند ، هنجار روابط متقابل به طور بالقوه در روابطی که با همه مردم داریم، وجود دارد ولی فقط در رابطه با دوستانمان است که از قوه به فعل در می آید.
چنین نیست مجموعه ای از هنجارهایی با مصداق عینی، به تشکیل سرمایه اجتماعی بینجامد، این هنجارها باید به ایجاد و افزایش همکاری در گروه بیانجامد و لذا با فضایل سنتی چون: درستکاری، وفای به عهد، قابل اعتماد بودن در انجام وظیفه و روابط متقابل و نظایر اینها مرتبط اند.
فوکویاما نسبت به دیگران، از منابع سرمایه اجتماعی، دسته بندی منظم تری ارائه می دهد. وی منابع سرمایه اجتماعی (راه های ایجاد سرمایه اجتماعی) را در 4گروه قرارمی دهد:
1- منابع نهادیاز طریق قوانین و نظام های قانونی.
2- منابع خودجوشمنابع از کنش های متقابل اعضای یک جامعه به وجود می آید.
3- منابع برون زادمانند دین، ایدوئولوژی، فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک و از کنش های متقابل اعضای یک اجتماع به وجود می آید.
4- منابع طبیعی(طبیعت): که از طریق نظام خویشاوندی و یا قومیت و نژاد ساخته می شود.

ب) نظریات جیمز کلمن

کلمن(1988)، سرمایه اجتماعی را منابع و انرژی های نهفته در جامعه می داند که سبب فعال شدن ارتباط در میان مردم می شود. وی این منابع را اعتماد، همدلی، تفاهم به ارزش های مشترکی می داند که از شبکه انسانی و اجتماعی منبعی است که می تواند سطح روابط فردی به سطح روابط اجتماعی ارتقاء دهد و دو عنصر اساسی دارد:
یک) ساختار اجتماعی، دوم) کنش های کنشگران. او از اعتماد، اختیار، تعهدات، انتظارات و هنجارها به عنوان سرمایه اجتماعی یاد می کند و بر نقش گروه های نخستین مانند: خانواده، دوستان، همسایگان و محلّه در تولید سرمایه اجتماعی تأکید دارد. وی در تحقیقات خود، سرمایه اجتماعی را در سه سطح خرد، میانی و کلان مورد مطالعه قرارداده است. کلید واژه اصلی در مطالعات کلمن، اعتماد است. کلمن منبع سرمایه اجتماعی را در ذات و روابط اجتماعی می‌داند. این روابط باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

1- بر اساس نظام تعهدات و انتظارات ایجاد شده است. مهمترین ویژگی سرمایه اجتماعی از نظر کلمن نظام تعهدات و انتظارات است یعنی اگر فرد A برای B کاری انجام دهد با اعتماد به اینکه B در آینده آن را جبران خواهد کرد، این امر انتظاری را در A و تعهدی را در B برای حفظ اعتماد ایجاد می‌کند. این تعهد مانند برگه‌ای اعتباری در دست A است و اگر او تعداد زیادی از این برگه‌ها از افرادی که با آنها رابطه دارد در دست داشته باشد همانند سرمایه مالی بزرگی برای A اعتباری را ایجاد می‌کند که در صورت لزوم می‌تواند ازآن استفاده کند.
2- از ظرفیت بالقوه ای بر مبادله سرمایه و آسان اطلاعات برخوردار باشد. به دست آوردن اطلاعات پر هزینه است ( هزینه فقط مالی نیست بلکه حتی صرف وقت و دقت را هزینه محسوب می کنیم) انسان ها با بهره گیری از شبکه روابط اجتماعی از اطلاعات اعضای دیگر شبکه استفاده کرده و به این طریق در صرف هزینه صرفه جویی می کنند.
3- مبتنی بر ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده و مشترک اجتماعی باشد. هنجارها اشکال متفاوت دارند وتعدادی از آن ها برای توسعه بسیار ارزشمند هستند به ویژه آن ها که دستوری هستند و مثلاً فرد راتشویق می کنند که باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل کند. هنجارهای از اینگونه که با حمایت اجتماعی، پایگاه، احترام وپاداش های دیگر تقویت می شود سرمایه اجتماعی است که ملت های جدید را می سازد.
4- از ضمانت اجرای مؤثر (رسمی برخوردار باشد).
5- روابط اقتدار؛ اگر کنشگران متعدد حقوق کنترل کنش ها را به فردی انتقال دهند این نوع سرمایه اجتماعی که منجر به رهبری فرهمند شخصی در جامعه می انجامد، ظهور می کند. این دقیقاً تمایل به ایجاد سرمایه اجتماعی لازم برای حل مسائل مشترک است که افراد را در شرایط معینی وادار می کند که به رهبری فرهمند اقتدار واگذار کنند.
6- سازمان اجتماعی انطباق پذیر؛ سازمان های داوطلب برای پیشبرد مقاصد کسانی که آن ها را بنیاد می نهند بوجود می آیند ودر ادامه حیات خود (علاوه بر برآوردن هدف اولیه شکل گیری) قابل انطباق برای مقاصد دیگر نیز هستند و بنابراین سرمایه اجتماعی را شکل می دهند که برای استفاده در دسترس است. برای مثال اعضای اتحادیه چاپخانه های نیویورک که کارگران حروفچینی بودند، یک باشگاه حروفچینی به نام باشگاه حرفچینان تشکیل دادند. بعدها هنگامی که کارفرمایان در جستجوی کارگران حروف چین بودند و کارگران حروف چین که به دنبال کار می گشتند، هردو این سازمان را برای کاریابی موثر یافتند و برای این منظور از آن استفاده کردند.کلمن در پایان این دسته بندی نتیجه می گیرد که اشکال سرمایه اجتماعی روابط اقتدار و اعتماد و هنجارها هستند و سرمایه اجتماعی محصول فرعی فعالیت های است که برای مقاصد دیگر صورت می گیرد.

به عبارت دیگر، کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفته و تعریفی کارکردی از مفهوم ارائه داده است تا تعریفی ماهوی. بر این اساس، سرمایه اجتماعی عبارت است از ارزش آن جنبه از ساختار اجتماعی که به عنوان منابعی در اختیار اعضا قرار می گیرد تا بتواند اهداف و منابع خود دست پیدا کند. به عبارت دیگر، کلمن معتقد است که مفهوم سرمایه اجتماعی نشانگر آن است که چگونه ساختار اجتماعی یک گروه (شامل تعلقات و تعاملات اجتماعی) می تواند به عنوان منبعی برای افراد آن گروه عمل نماید. کلمن وجود سرمایه اجتماعی را در اعتماد، اصلاح رسانی و ضمانت اجرایی کارآمد، روابط اقتدار و میزان تکالیف (تعهد اجتماعی) در گروه می داند.
جیمزکلمن مانند بوردیو مفهوم سرمایه اجتماعی را ازاقتصاد به جامعه شناسی آورد. کلمن سرمایه اجتماعی را برحسب کارکردی که دارد تعریف می کند. به عقیده اواین مفهوم نه یک موجود منفرد، بلکه دربرگیرنده موجودیت های مختلفی است که تمامی آن ها دردوعنصر مشترک هستند، یعنی همه آن ها جنبه ایی ازساخت اجتماعی را درخود دارند و واکنش معینی ازکنشگران را دردرون این ساختار تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی همانند دیگر اشکال سرمایه مولد است و رسیدن به اهدافی را امکانپذیرمی سازد که درنبود آن، دسترسی به آن اهداف ناممکن خواهد بود. سرمایه اجتماعی همانند سرمایه مادی و سرمایه انسانی، کاملاً قابل مبادله نیست، اما می تواند مختص به فعالیت های مشخصی باشد. شکل مشخصی ازسرمایه اجتماعی که درتسهیل بعضی ازکنش ها ارزشمند است، می تواند برای کنش های دیگر بی فایده و یا حتی مضرباشد. سرمایه اجتماعی برخلاف اشکال دیگرسرمایه درذات ساختارروابط میان کنشگران وجود دارد.
کلمن پس ازاین تعریف ازسرمایه اجتماعی، مجموعه های مختلفی ازکنش ها، پیامدها و روابط را سرمایه اجتماعی می نامد. ازنظراو سرمایه اجتماعی ذاتاً قادربه کاراست و سرمایه اجتماعی هر آن چیزی است که به مردم و نهادها امکان عمل می دهد. بنابراین، سرمایه اجتماعی یک مکانیزم، یک شی و یا یک پیامد نیست، بلکه بطور همزمان هریک یا تمامی آن ها است.
سرانجام اینکه سرمایه اجتماعی ازنظرکلمن به لحاظ هنجاری و اخلاقی خنثی است. یعنی نه مطلوب است و نه نامطلوب. و صرفاً با فراهم کردن منابع لازم، وقوع کنش ها را امکانپذیر می سازد.
سرمایه اجتماعی ازنظراو یک شی واحد نیست. انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند:
۱ ) جنبه ایی ازیک ساخت اجتماعی هستند.
۲ ) تسهیل گرکنش های افراد درون ساخت ها هستند.

پ) نظریات پیربوردیو

(پیربوردیو(۱۹۸۵) جامعه شناس فرانسوی نظریه بسط یافته ایی ازسرمایه اجتماعی مطرح می کند. ازنظربوردیو سرمایه همزمان هم مربوط به علم اقتصاد است وهم مجموعه ایی از روابط مبتنی برقدرت که قلمروها وتعاملات اجتماعی مختلفی را بوجود می آورد و معمولا نامرتبط با علم اقتصاد تصورمی شود. سرمایه فرآیندی است که ذاتاً با قدرت پیوند دارد. درواقع استنباط بوردیو ازسرمایه به گونه ایی است که او تقریباً سرمایه و قدرت را مترادف با هم می داند. او بین شبکه های اجتماعی که یک فرد درآن ها جای گرفته، و ازدل این این شبکه ها است که سرمایه اجتماعی پدیدارمی شود، و پیامدهای روابط اجتماعی، تفاوت قائل می شود. یعنی، شبکه های اجتماعی را نباید صرفاً با تولیدات روابط اجتماعی برابردانست، زیرا چنین کاری شبکه های اجتماعی را نامرئی می سازد. شبکه هایی که می توانند بسیارمتراکم باشند ولی درعین حال به دلیل عدم دسترسی به آن ها نمی توانند منابعی را تولید کنند.
به نظربوردیو سرمایه هرمنبعی است که درعرصه خاصی اثرگذارد و به فرد امکان دهد که سود خاصی را ازطریق مشارکت دررقابت برسرآن بد ست آورد. پیربوردیو، 3 نوع سرمایه را شناسایی کرده است که عبارتند از: شکل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی.

سرمایه اقتصادی:

شکل اقتصادی سرمایه که بلافاصله قابل تبدیل به پول است مانند دارایی های منقول و ثابت یک سازمان و به شکل حقوق مالکیت قابل نهادینه شدن است.

سرمایه فرهنگی:

سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد مانند تسهیلات عالیه اعضای سازمان که این سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه می گردد.
دکتر توسلی سرمایه فرهنگی را چنین توصیف می کند: یکی دیگر از مفاهیم نزدیک به سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی است. به تعبیر پیتر بوردیو وقتی از سرمایه فرهنگی سخن می گوییم مجموعه ای از دانش ها و توانایی های شناختی را مد نظر قرار می دهیم که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی متجلی می شود. در این معنا که بی شباهت به مفهوم سرمایه انسانی در نزد کلمن نیست، سرمایه فرهنگی تمام آن چیزی است که امروزه ما به عنوان کالاهای فرهنگی می شناسیم. این کالاها صورتی ازسرمایه فرهنگی هستند که بر روابط اجتماعی و ساخت شبکه پویا و کارآمد اجتماعی تأثیر می گذارند. صورت دیگر سرمایه فرهنگی خود را بیشتر در عادات و نگرش افراد جامعه نمایان می سازد. در این معنا سرمایه فرهنگی، تمایلات، عادات و نگرش هایی را در بر می گیرد که استعداد استفاده از شرایط و توانایی های بالقوه را به افراد می دهد تا بر وجوه شناختی و معرفتی خود بیفزایند. تمام مهارت ها و آمادگی هایی را که می توان در محیط خانه و مدرسه به کودکان آموخت، نظیر احساس مفید بودن، توانایی ابراز وجودو اظهار نظر و مهار ت های دیگر ، از این دسته اند . به این ترتیب در می یابیم که سرمایه اجتماعی کمک می کند تا پتانسیل ها و استعدادهایی که پراکنده و بصورت فردی در اختیار افراد جامعه است یعنی همان سرمایه انسانی و فرهنگی به شکل جمعی برای رفع مشکلات و معضلات موجوددرمناسبات بین فردی بکار گرفت.

سرمایه اجتماعی:

که ازتعهدات اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی می باشد و یا ممکن است درشکل یک عنوان اشرافی نهادینه شود. سرمایه اجتماعی بر ارتباط و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه اقتصادی باشد. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی، حاصل جمع منافع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه شبکه بادوامی از روابط نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل بین افراد و به عبارت ساده تر، عضویت در یک گروه است.
بدین سان حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد، به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می‌تواند به طرزی مؤثر بسیج کند و مضافاً وابسته است به حجم سرمایه اقتصادی، فرهنگی یا نمادین در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است.
پیربوردیو برتبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه به نوع اقتصادی آن تأکید دارد. وی سرمایه اقتصادی را به عنوان کار انسانی انباشته شده تعریف می کند. پس کنشگران ازطریق سرمایه اجتماعی می توانند دسترسی مستقیمی به منابع اقتصادی ( وام های یارانه ایی، راهنمای سرمایه گذاری و...) داشته باشند. آن ها می توانند سرمایه فرهنگی خود را ازطریق تماس با کارشناسان یا افراد معتبرافزایش دهند ویا به گونه ایی دیگر، آن ها می توانند با مؤسساتی که اعتبارات با ارزش عرضه می دارند مرتبط شوند.

ت) نظریات رابرت پاتنام

پاتنام (1993) سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می داند که از طریق روابط بین افراد، شبکه های اجتماعی و هنجارهای متقابل و اعتماد تولید می شود.
سرمایه اجتماعی، به بیان ویژگی هایی از سازمان یا ساختار اجتماعی می پردازد. ویژگی هایی هم چون اعتماد، هنجارها و شبکه هایی که جامعه را در فعالیت های هماهنگ، کارآمد می سازد و انجام کارهای بزرگی را که بدون سرمایه اجتماعی دست نیافتنی هستند، ممکن می سازد. پاتنام را می توان ادامه دهنده راه کلمن در اروپا دانست. عزیمت پاتنام در تعریف سرمایه اجتماعی فرد است اما واحد تحلیل وی در تحقیقاتش نوعاً کلان است واحد مطالعه او اغلب رژیم‌های سیاسی و حکومت های ملّی است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را، اساس هویت، شناسایی و اعتبار جامعه می داند که از طریق اعتماد سازی، مردم را به تعاملات و تعلقات اجتماعی برای رسیدن به اهداف مشخصی ترغیب می کند. وی عناصر اساسی سرمایه اجتماعی را، تعهد و اعتماد متقابل، ارزش ها و هنجارهای مشترک، احساس تعلق، صداقت و تعاملات اجتماعی می داند. از نگاهی دیگر، سرمایه اجتماعی از نظر پاتنام را می توان سازه ای نظری متشکل از دو بافت اصلی دانست: یکی، بافت شبکه ای سرمایه اجتماعی که وی ازآن به عنوان پدیده ساختاری یاد کرده که ارتباط دهنده و تعهد آور است و دیگری، بافت هنجاری به ویژه اعتماد است که وی از آن به عنوان یک پدیده فرهنگی، نام می برد .
رابرت پاتنام تعریف دیگری ازسرمایه اجتماعی ارائه می دهد. او برنحوه تأثیرسرمایه اجتماعی بررژیم های سیاسی و نهادهای دموکراتیک تأکید کرده است. ازنظراوسرمایه اجتماعی مجموعه ایی ازمفاهیمی مثل اعتماد، هنجار، شبکه های ارتباطی میان افراد یک اجتماع می باشد که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه یک اجتماعی می شود و در نهایت منافع متقابل آنان را تأمین خواهدکرد. سرمایه اجتماعی وسیله ایی برای رسیدن به توسعه سیاسی واجتماعی درسیستم های مختلف سیاسی است. پاتنام براعتماد تأکید زیادی می کند. ازنظراواعتماد و ارتباط متقابل درشبکه های اجتماعی به عنوان منابعی هستند که درکنش های اعضاء جامعه موجود است. از نظر وی، اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه به عنوان وسیله ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم های مختلف سیاسی است
پاتنام معتقد است، سرمایه اجتماعی ذات واحدی نیست، بلکه مجموعه ای از ذات های گوناگون است که دو عنصر مشترک دارند: اولاً، همه آن ها مشتمل بر جنبه ای از ساختارهای اجتماعی اند. ثانیاً برخی کنش‌های خاص کنشگران اعم از اشخاص حقیقی و یا حقوقی را در داخل محدوده ساختار تسهیل می کند. سرمایه اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه، مولد است، یعنی تحقق اهداف معینی را که در نبودش، محقق نمی شوند، امکان پذیر می گرداند. سرمایه اجتماعی، برخلاف سایر اشکال سرمایه، به طور ذاتی در ساختار روابط کنشگران که باهم رابطه دارند، حضور دارد. این سرمایه در خود کنشگران و یا در وسایل فیزیکی تولید ایشان نهفته نیست.
با شناسایی کارکرد جنبه های مشخصی از ساختار اجتماعی، مفهوم سرمایه اجتماعی هم علت نتایج و دستاوردهای مختلف در سطح کنشگران فردی را توضیح می‌دهد و هم بدون شرح جزئیات ساختار اجتماعی‌گذار از سطح خرد به کلان را ممکن می سازد .
و بالاخره می توان گفت سرمایه اجتماعی ازمجموعه هنجارها و ارزش های موجود درسیستم های فکری، علمی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه منتج می شود و این هنجارها و ارزش ها حاصل تأثیرنهادهای اجتماعی واقتصادی ما است که دارای ویژگی اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی وغیره است.
مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری وهمیاری میان اعضاء یک گروه یا جامعه شکل دهنده نظامی هدفمند است که باعث دستیابی به اهداف ارزشمند گروه می شود. ازاین رو شناخت عوامل مؤثر درتقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی می تواند به جوامع، درگسترش ابعاد سرمایه اجتمای کمک نموده و موجب افزایش عملکرد اجتماعی و اقتصادی افراد درجوامع گردد.
ازجمله عناصرمهم سرمایه اجتماعی اعتماد ومشارکت است. اعتماد مردم به یکدیگر، مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه، اعتماد نهادهای مذکور به یکدیگر و اعتماد حکومت و این نهادها به مردم، وجوه مختلف اعتماد اجتماعی را شکل می دهند. ازسوی دیگردرستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف وعدالت ارزش های اعتمادآفرین هستند. آزادی فعالیت مدنی و بسته نبودن راه و تشکیل نهادهای مستقل ازقدرت و حجیم نبودن دولت نیز مقوم و محرک مشارکت عمومی است.
سرمایه اجتماعی دو وجه یا دو نوع دارد:
۱) سرمایه اجتماعی درون گروهی ( مثل خانواده )
۲) سرمایه اجتماعی برون گروهی

نگاهی به وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران

توکلی و تاجبخش (1378) با رد این مدعا که " سرمایة اجتماعی در ایران، به ویژه در استان های محروم ، نیاز به تقویت دارد و توجه به برخی از شاخص های آموزشی می تواند به تقو یت آن کمک شا یان توجهی کند." بیان می کنند البته نکات فوق به غیر از ذهنیت درو نی محققان چیزی نمی تواند باشد، زیر ا در مکان هایی که شبکة اجتماعی قوی تری وجود دارد و مردم نیز دستخوش تغییرات زندگی تجار ی و صنعتی نشده اند و از یک بافت روستایی برخوردارند، سرمایة اجتماعی قوی تر است. و این برخلاف رأی و نظر قبلی می باشد.
نتایج پژوهش های دکتر موسایی - عضو هیئت علمی دانشگاه تهران (1378)، نیز این نظر را تأیید می کند در ادامه خلاصه نتایج این پژوهش که در دانشگاه تهران انجام شده است می آید:
در این پژوهش سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با توسعه در 20 استان کشور درسال 87 موردبررسی قرار گرفته است. نتایج قابل توجه است، بین رتبه سرمایه اجتماعی و رتبه توسعه هر استان همبستگی وجود ندارد و این برخلاف یافته های پیشین است که غالباً عنوان می گردد که هر جایی که سرمایه اجتماعی بوده، توسعه اقتصادی- اجتماعی هم اتفاق افتاده است. سرمایه اجتماعی علی رغم اینکه زود از بین می رود، به تدریج شکل می گیرد. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که سیاست های توسعه ای در ایران، به تخریب سرمایه اجتماعی منجر شده است ولی در کشورهای توسعه یافته، بین توسعه و شاخص های سرمایه اجتماعی همبستگی وجود دارد، یعنی در جایی که توسعه یافته تر است، سرمایه اجتماعی بالاتری هم وجود دارد.
دکتر موسایی معتقد است گسترش شبکه های غیر رسمی مردم نهاد یکی از مؤلفه های سرمایه اجتماعی است، اما در ایران این شبکه ها هم دولتی هستند و تا زمانی فعالیت می کنند که از جانب دولت کمک هایی دریافت می کنند. در ایران تمایل به مشارکت در اداره امور کشور بسیار پایین است به ویژه در مسائل مالی و این به علت عدم پرداختن به موضوع تغییر سرمایه درون گروهی به سرمایه برون گروهی است. اصولاً این نیاز به دلیل وجود پول نفت احساس نشده و این روند به مشارکت ها مدنی مردم نهاد نیز گسترش یافته تا آنجا که آن ها نیز برای فعالیت به کمک های دولتی وابسته اند. نکته دیگر اینکه در متون درسی ما سرمایه اجتماعی درون گروهی بیشتر تقویت می شود. ایشان تأکید می نمایند که در جوامعی که سیر تکاملی از سنت به مدرنیته داشته اند، سرمایه اجتماعی به معنای قدیمش از بین رفته و سرمایه ای که در مدت طولانی ایجاد گردیده، به سرعت از دست رفته است. درایران هم این اتفاق افتاده، وچیز جدیدی به نام سرمایه مدرن جایگزین آن نشده است.
با پیروزی انقلاب اسلامی وآغاز تغییر وتحولات گسترده در ساختا رهای سیاسی و اقتصادی میزان مشارکت مردم و اعتماد متقابل دولت و مردم به شدت افزایش یافت. به عبارت دیگر می توان یکی از نتایج بزرگ پیروزی انقلاب را که خود بر اساس سرمایه اجتماعی شکل گرفت، تقویت سرمایه اجتماعی در عرصه سیاسی و اقتصادی کشور دانست. اما برخی سیاست ها و برنامه های دولت های بعد از انقلاب علیرغم دنبال کردن اهداف مثبت، آثار منفی بر سرمایه اجتماعی گذاشته اند. بگونه ای که امروزه اعتمادی که مبتنی بر ارزش های اسلامی مورد انتظار است مشاهده نمی گردد.
نمودها و مصادیق سرمایه اجتماعی در هر جامعه ای قابل تبیین و مشاهده است. ایران، به علت مذهب مشترک، زبان مشترک، آیین و رسوم خاص، اعیاد و عزاداری ها، احترام عامه مردم به یک سری اصول و ارزش ها، و ... دارای عناصری از اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی است. مردم خصوصاً بعد از انقلاب، در تظاهرات ها و راهپیمایی ها و نمازجمعه ها شرکت داشته اند، درمسائلی نظیر سیل و زلزله و سقوط هواپیما و ... همگی یک حس داشته اند. در مسائلی نظیرحضور ایران در جام جهانی یا قهرمانی ورزشکاران و ... نیز این حس مشترک که نماد و نمودی از سرمایه اجتماعی است، به روشنی قابل مشاهده است. اما در عین حال سرمایه اجتماعی، عنصری ثابت و خنثی نیست. نظام و سیستم اجتماعی با هر تحرکی، ممکن است دچار نقص و انحراف در اعتماد اجتماعی، انسجام و مشارکت اجتماعی شود و سرمایه اجتماعی با کاهش مواجه شود و این مسئله مهم به تدریج مهاجرت، افسردگی، اعتیاد ، نارضایتی عمومی و ... را درپی خواهد داشت.
بنابراین در جوامع چندفرهنگی و چندقومی، مثل جامعه‌ی ایران، با گونه‌های متفاوت و گاهاً متعارضی از سرمایه‌های اجتماعی روبرو می‌شویم. در این جوامع اگر پیوند بین سرمایه‌ی اجتماعی درون‌گروهی و برون‌گروهی، قوی باشد، با منسجم‌ترین شکل سرمایه‌ی اجتماعی روبرو هستیم، در حالی که ضعیف بودن این پیوند بسیار مخاطره‌آمیز است. در این حالت سرمایه‌ی اجتماعی و پیوند اعضا در درونِ گروه قومی و فرهنگی بسیار قوی است، ولی خارج از آن قومیت و در سطح ملی شاهد تعامل ضعیف هستیم، که این امر به جای همگرایی، واگرایی اجتماعی و تبعات بسیار خطرناک آن را در پی دارد و به‌طور حتم در مسائل سیاسی هم بازتاب‌هایی به جا خواهد گذاشت. به عبارت دیگر هر چه سرمایه‌ی اجتماعی درون‌گروهی به‌طور غیرمتعارف قوی باشد، شاهد تضعیف سرمایه‌ی اجتماعی بین‌گروهی خواهیم بود. جامعه‌ی متعادل، جامعه‌ای است که در آن میان سرمایه‌ی اجتماعی درون‌گروهی و برون‌گروهی تعادل و تعامل وجود داشته باشد. نتایج پژوهش انجام شده نشان می‌دهدکه در این زمینه احتیاج به کار و فعالیت بیشتری داریم.
بنابراین با در نظر گرفتن انواع سرمایه‌ی اجتماعی می‌توان گفت، جوامع چندفرهنگی باید برای ایجاد تعادل در سرمایه‌ی اجتماعی درون و برون‌گروهی در جامعه و توافق و تعامل آنها در منافع مشترک، توجه زیادی داشته باشند. چرا که در این مواقع سرمایه‌ی اجتماعی، نقش بسیار کلیدی در تعادل اجتماعی ایفا می‌کند.
غامض و سیال بودن مفهوم سرمایه‌ی اجتماعی و پیچیده بودن ساخت ابزار معتبر برای سنجش سرمایه‌ی اجتماعی نکته حائز اهمیتی است. میان فهم نظری و روش‌های اندازه‌گیری سرمایه‌ی اجتماعی شکاف وجود دارد و این موضوع در ایران که یک جامعه‌ی چندفرهنگی و چندصدایی است، به‌طور جدی تر خود را نشان می‌دهد.
سرمایه‌ی اجتماعی می‌تواند در قالب اعتماد اجتماعی به عنوان یک موضوع محوری ایفای نقش داشته باشد. چرا که اعتماد اجتماعی یکی از اصلی‌ترین شاخص‌ها و سازه‌های سرمایه‌ی اجتماعی است، به طوری که در بسیاری از موارد، این سرمایه معادل و به مثابه‌ی اعتماد عمومی و اجتماعی در نظر گرفته می‌شود که خیلی هم گزافه نیست.
اگر در جامعه‌ای، سرمایه‌ی اجتماعی در مفهوم عملیاتیِ اعتماد محقق شود، تسهیل‌گری‌های بسیار گسترده‌ای را شاهد خواهیم بود که این امر توسعه‌ی پایدار و فراگیر را برای آن جامعه به ارمغان می‌آورد. این موضوع یکی از نقاط قوت تأثیر سرمایه‌ی اجتماعی است.
معتقدیم که سرمایه‌ی اجتماعی در بازار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقش کلیدی و تسهیل‌گرانه دارد، به طور مثال اگر در حوزه‌ی اقتصاد روابط مبتنی بر اعتماد حاکم باشد، گردش اطلاعات صحیح باشد و... به سرعت اقتصاد کشور شکوفا شده، سرمایه‌ی اجتماعی تأثیر خود را در بطن اقتصاد نشان خواهد داد. اعتماد و اطلاع‌رسانی صحیح، ضریب ریسک در بازار سرمایه‌گذاری را پایین می‌آورد، ضریب امنیت را بالا می‌برد، توجه سرمایه‌گذار را جلب می‌کند و در یک کلام، سرمایه‌ی اجتماعی می‌تواند در قالب اعتماد، در بازار اقتصاد به صورت تسهیل‌گر عمل کرده، در فرایند توسعه‌ی اقتصادی کشور کمک نماید.
در حوزه‌ی فرهنگی نیز، مخصوصاً در کشورهایی که خرده‌فرهنگ‌های زیادی دارند، سرمایه‌ی اجتماعی، اعتماد، مشارکت و همبستگی می‌تواند زمینه‌ی همگرایی خرده‌فرهنگ‌ها را فراهم کرده، جامعه را به جای واگرایی به سوی یک تعادل شکوفا سوق دهد.
در حوزه‌ی اجتماعی نیز افزایش اعتماد در روابط اجتماعی به کارایی و سازندگی بیشتر منجر می‌شود. اگر در یک کشور اعتماد برقرار باشد، NGOها شکل می‌گیرند و روابط انجمنی شبکه‌ای تشکیل می‌شود، حوزه عمومی گسترش می‌یابد و تصدی‌گری‌های غیرمرتبط با دولت را _که در دست دولت قرار دارد _ تحت اداره و مسئولیت خود می‌گیرد. دولت‌ها و حاکمیت‌ها همیشه با یک نگاه منفی و تهدیدکننده به تصدی‌گری‌های عمومی نگریسته‌اند، غافل از این که بیشترین خدمت به حاکمیت‌ها و دولت‌ها این است که تا جایی که امکان دارد، تصدی‌گری توسط خود مردم انجام گیرد. تصدی‌گری در حوزه‌های حاکمیتی (مانند سیاست خارجی، امنیت، دفاع و سیاست‌های کلی کشور) باید در دست خود حاکمیت و دولت باشد، اما گردش اقتصادی، نظام توزیع کالا،‌ تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای، عمران در مناطق، ساخت مدارس و فرهنگ‌سراها و تصمیم‌های عمرانی یک بخش، روستا یا شهر، و بسیاری از امور مشابه اگر در قالب‌های محلی و در روش‌های اجتماع‌محور و توسط نهادهای مردم‌نهاد انجام شود، بیشترین کمک به دولت شده است. اگر دولت‌مردان ما هوشمند باشند، به این نکته توجه می‌کنند که بخش عمده‌ای از نارضایتی‌های عمومی و مخالفت‌های سیاسی با هر حاکمیتی، در هر جامعه‌ای و در هر دوره‌ی تاریخی، در اعتراض به مواردی است که دولت نباید تصدی آن را بر عهده می‌گرفته است، بنابراین اگر تصدی آنها به خود مردم واگذار شود، منبع و منشأ اعتراض نیز از بین می‌رود. اشکال در اینجاست که دولت می‌خواهد از صفر تا 100 همه‌ی امور را تصدی‌گری کند، بنابراین در همه‌ی امور دخالت می‌کند و مردم را کنار می‌گذارد. بنابراین طبیعی است که مردم بر سر هر چیزی ولو کاهش موادغذایی و میوه و چیزهایی نظیر این، بر سر دولت فریاد خواهند کشید.

دلایل عدم رشد سرمایه اجتماعی در ایران با تکیه بر مؤلفه اعتماد

1- وجود سطح بالایی از سرمایه اجتماعی پیوند دهنده "درون گروهی" و تنزل سرمایه اجتماعی متصل کننده "برون گروهی " شاید بتواند تبیین کننده میزان پایین اعتماد اجتماعی در بین افراد جامعه باشد به طوریکه که در پیمایش ها، پژوهش های مرتبط با سرمایه اجتماعی هر چه از خانواده و گروه هایی مانند: اقوام، دوستان و همسایگان دورتر شویم حلقه اعتماد تنگ تر می شود. همچنین هرجا گروه های شغلی در پی منافع شخصی خود بوده و وظایف شغلی در چارچوب قوانین و اصول اخلاقی انجام نگیرد از ا عتماد کمتری برخوردار بوده اند.
2- هم چنین از دیگر دلایل عمده عدم رشد اعتماد اجتماعی در ایران معاصر این بوده است که محور برنامه های کلان کشور را بر ابعاد سخت افزاری توسعه متمرکز کرده اند. تحلیل برنامه های عمرانی قبل ازانقلاب و برنامه ریزی های بعد از انقلاب، نشان دهنده عدم توجه به ابعاد اجتماعی توسعه است. محوربرنامه های مذکور عمدتاً الگوی روستویی بوده که بر رشد اقتصادی و افزایش درآمد ملی تأکید دارد.
3- نابرابری ها؛ فرایند توسعه در همه ابعاد آن خصوصاً در بعد اجتماعی به معنایی که از دهه 1990میلادی رایج شده، در جهت مشارکت آحاد مردم در امور جامعه، پذیرش حقوق آنان و ... مطرح می شوند .بدین گونه توسعه‌ی اجتماعی در جهت رفع تبعیض و ایجاد فضای اجتماعی مناسب برای بروزتوانائی های بالقوه انسان ها گام برمی دارد . این موضوع بی تردید در جامعه امروز ایران که شاهد نمودهایی از سیر نزولی در برخی از مؤلفه های سرمایه اجتماعی هستیم، اهمیتی بسزا دارد. جامعه ایران در سال های گذشته تحولات ساختاری همه جانبه ای را تجربه کرده است. این تحولات، دگرگونی در ساز و کارهای اداره جامعه را الزامی ساخته است. هر چند پیشرفت های فراوانی در همه عرصه ها داشته ایم و نرخ رشد برخی از شاخص ها را می توان دلگرم کننده و نشان دهنده چشم اندازی روشن از روند توسعه انسانی و اجتماعی در کشور دانست، اما نکته مهم این است که از یک سو سیر صعودی شاخص ها در قیاس با برخی کشورهای هم ردیف کم تر است و از سوی دیگر به سبب توزیع نامناسب امکانات و منابع توسعه در بدنه جامعه، شکاف میان فقیرترین و غنی ترین استان ها به گونه نسبی همچنان ادامه دارد. نامتوازن بودن شاخص های توسعه اجتماعی و اقتصادی، محرومیت چند لایه افراد را در جامعه به نمایش می گذارد و تا اندازه‌ی زیادی موجبات اختلاف میان بالاترین و پایین ترین دهک جامعه را فراهم می نماید. با مراجعه به منابع آماری مرکز آمار ایران و بانک مرکزی می توان گفت که دراغلب موارد استان هایی که از توزیع مناسب امکانات وبرخورداری بالاتر در شاخص های اقتصادی بهره مند هستند، در زمینه شاخص های اجتماعی مانند نرخ باسوادی و نرخ بیکاری نیزوضعیت مناسب تری دارند. استان های با درجه توسعه بالاتر در شاخص هایی که بیانگر پیامدهای نابرابری فضائی است، برخورداری بیشتری دارند؛ برای نمونه استان هایی مانند اصفهان، یزد و سمنان که توسعه یافته ترند، نرخ بیکاری پائین تر ونرخ باسوادی بالاتری را دارا می باشند. پیامد برخی از نابرابری های اجتماعی و فضایی در استان ها عبارت است از مهاجرت های گسترده و بازنگشتن دانش آموختگان به زادگاه های محروم خود، همچنین افرادی که از مناطق محروم به استان های برخوردار مهاجرت کرده اند، از سطح تحصیلات و مهارت بالایی برخودار بوده اند که اینجا می توان این فرض را مطرح نمود که این نیروهای کوچیده ، از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار بوده اند. همچنین عدم توجه به سرمایه اجتماعی در برخی مناطق و حتی در سطوح ملّی، مانع از ایجاد جو اعتماد دو جانبه گردیده و منجر به اتلاف نیروی انسانی و انرژی اجتماعی شده که در این رابطه می توان برای نمونه به عدم پیوستگی نخبگان قومی و محلّی با نخبگان مرکزی و ملّی اشاره نمود. در سایه نابرابری های اجتماعی دراثر توزیع نابرابر منابع نمی توان مسیر توسعه پایدار و توسعه پایداراجتماعی را طی نمود.
راهکارایجاد ،حفظ و ارتقاء سرمایه اجتماعی در ایران
جامعه شناسان سرمایه اجتماعی را به دو نوع تقسیم کرده و جهت ایجاد ،حفظ و ارتقای آن راهکار رائه می دهند :
1- سرمایه اجتماعی درون گروهی ( سرمایه اجتماعی قدیم )
2- سرمایه اجتماعی برون گروهی ( سرمایه اجتماعی جدید)
ازجمله عناصرمهم سرمایه اجتماعی اعتماد ومشارکت است. که در دارای ابعاد مختلف است:
1- اعتماد مردم به یکدیگر
2- اعتماد مردم به حکومت و نهادهای اصلی جامعه
3- اعتماد نهادهای مذکور به یکدیگر
4- اعتماد حکومت و این نهادها به مردم
ارزش های چون درستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف وعدالت ارزش های اعتمادآفرین هستند و وجود آن ها در شبکه های اجتماعی بستر ایجاد سرمایه اجتماعی است لذا به فعلیت در آوردن این ارزش ها که در فرهنگ مردم ایران ، جایگاه ویژه ای دارد برای دستیابی به اعتماد از ضروریات است .
آزادی فعالیت های مدنی در قالب شکل گیری نهادهای مدنی فعال ومستقل ازدولت و حجیم نبودن دولت نیز مقوم و محرک مشارکت عمومی است. چنانچه دولت در قالب سازمان های خود به این مهم نپردازد تصدی گری دولت به هیج وجه کاهش نخواهد یافت عملکرد سازمان های دولتی از راه های مختلف می توانند به ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی یاری رسانند. امروزه سازمان های دولتی باید به فعالیت هایی دست بزنند که مورد قبول جامعه و منطق با ارزش های آن باشد. آن دسته از دستگاه های دولتی که نتوانند خود را با این مهم تطبیق دهند، در عرصه عمل موفق نخواهند بود. به عبارت دیگر، اگر سازمان ها بخواهند جایگاه خود را در جامعه حفظ کرده و به نحوی عمل کنند که باعث بقا، توسعه و موفقیت شان شود، لازم است در عملکرد خود تجدید نظر کرده و تعهدات خود را نسبت به شهروندان (ارباب رجوع) به درستی ایفا کنند. بدیهی است اگر شهروندان از سازمان های دولتی سلب اعتماد کنند در یک فضای بی اعتمادی (فقیر شدن جامعه از جهت سرمایه اجتماعی) هم سازمان ها و هم شهروندان متضرر شده و خسارت خواهند دید. بنگاه های دولتی وقتی بخواهند وظایفی را که بهتر است به جامعه مدنی سپرده شود، دردست گیرنــــد، سرمایه اجتماعی را تهی می کنند. بنابراین، نخستین اصل برنامه ریزی اجتماعی این است که آسیبی به سرمایه اجتماعی وارد نکنند. یعنی بنگاه های دولتی باید مصممانه آن اقدامات و فعالیت هایی را انجام دهند، که از عهده آن ها برمی آیند. درعین حال، این سازمان ها باید وظایفی را به جامعه مدنی بسپارند که نهادهای کوچکتر و کمتر متمرکز می توانند اجرا کنند. سازمان های دولتی باید درجهت کنش های مثبت با اجرای مستمر و خوب با کارکردهایی آغاز کنند که دقیقاً متناسب با وظایف آن هاست، فقط در این صورت است که می توان به تولید سرمایه اجتمــاعی توسط سازمان های دولتی امیدواربود.
برخی ازجامعه شناسان معتقدند که درایران نیازمند سرمایه اجتماعی برون گروهی هستیم تا روابط بین افراد تقویت شود. به عقیده آن ها سرمایه اجتماعی درون گروهی درایران وجود دارد و مصادیق آن پیوندها ی خانوادگی، قومی، عشیره ای و هیأت های خود جوش مذهبی است. در مواقع اضطرار چون سیل و زلزله ایرانیان برای یاری به همنوعان خود نقش آفرینی می نمایند. مشکل اینجاست که درشرایطی غیرازمواقع اضطراری و یا خاص سرمایه اجتماعی درجامعه کمرنگ شده و دربسیاری ازموارد دیده نمی شود. درایران شکل مدنی سرمایه اجتماعی به صورتی کمرنگ به چشم می خورد. وجود سرمایه اجتماعی منوط به خواست عمومی است تا اجتماع و دولت نخواهدو همکاری لازم را انجام ندهند، نتیجه گیری از سرمایه گذاری در این زمینه غیرممکن است. ایرانیان به کالاهای عمومی ازقبیل دموکراسی، امنیت اجتماعی وعدالت نیازدارند و باید درتوسعه این کالا ها همکاری کنند. به هراندازه هم که قانون های مناسب و دقیقی برای اینگونه کالاهای عمومی وجود داشته باشد، تا اجتماع نخواهد و همکاری لازم را انجام ندهد حفظ اینگونه کالاهای عمومی غیرممکن است. درایران مفهوم همکاری گروهی و سرمایه اجتماعی، درروابط اجتماعی شناخته شده نیست و مردم به یکدیگراعتماد ندارند. (همان، اینترنت) میزان اعتماد افراد دردرون خانواده ها وآشنایان بیشترازمیزان اعتماد آن ها به نهادها وارگانهای دولتی است. علاوه برآن میزان مشارکت غیررسمی افراد درکارها، مثل شرکت درانجمن های خیریه و هیأت های مذهبی و دید وبازدیدها بیشترازمیزان مشارکت رسمی افراد درکارهایی مثل شرکت درانتخابات مختلف، برعهده گرفتن مسئولیت رسمی و ... است.
عبداللهی وموسوی، با توجه به پایین بودن میزان سرمایه اجتماعی، غلبه گونه قدیم برجدید ونقش منفی آن از لحاظ جلوگیری از تحقق انسجام جمعی در سطح ملی، تقویت سرمایه اجتماعی جدید به ویژه در بعد روابط انجمنی و پیامدهای مثبت آن از طریق اصلاح و بهبود محیط اجتماعی کنشگران فردی و جمعی، تقویت نهادهای مدنی و اصلاح بینش ها و کنش های افراد را ضروری دانسته اند.
با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، لازم است برنامه های مختلفی از طرف دولت به منظور افزایش و ذخیره این سرمایه انجام گیرد. برخی از این اقدامات عبارتند از:
1- تشویق و تقویت نهادهای اجتماعی، صنفی، حرفه ای و تشویق به ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی که از راه حل های ساختاری برای افزایش سرمایه اجتماعی است افراد در قالب نهادهای اجتماعی دارای هویت مشترک گردیده و زمینه ایجاد همکاری های گروهی در آنان ایجاد می شود و نتیجه فعالیت های گروهی موفق، شبکه های اعتماد است.
2- تقویت مؤلفه های فرهنگی نظیر احساس هویت جمعی و سازمانی مشترک، احساس تعلق به آینده ای مشترک و ... . مدیران با ایجاد نظام های مشارکتی و توجه به سمبل های فرهنگی و ایفای مناسب نقش رهبری، می توانند در جهت غنی سازی فرهنگ سازمانی گام بردارند.
3- تأمین امنیت شهروندان برای حضور داوطلبانه در نهادهای اجتماعی.
4- پرهیز دولت از تصدی گری بخش های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و واگذاری فعالیت های مربوطه به نهادهای مردمی برای جلب مشارکت آن ها در فعالیت ها و زمینه سازی برا ی ایجاد و تقویت نهاد های اجتماعی و شبکه های اعتماد بین آحاد مختلف مردم باید بین سه عنصر متخاصم در جامعه دولت ، اجتماع و بازار ( جامعه مدنی ) وحدت و تعادل و رابطه سالم ایجاد شود ومی بایست کالاهای فرهنگی تولید کرد که سرمایه اجتماعی برون گروهی را تقویت کند.

علاقه مندان جهت برخورداری از اطلاعات بیشتر از همایش علوم اجتماعی کلیک نمایند.

برچسب ها: نخستین همایش بین المللی علوم اجتماعیبرچسب: فاصله طبقاتی، جامعه شناختی، شناسایی چالش، افلاطون، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، همایش علوم اجتماعی، کارل مارکس، برنامه ریزی، راهکار نوین، رفاه اجتماعی، سرمایه اجتماعی، جمعیت شناسی، نابرابری های اجتماعی، کار و شغل، ارتباطات، توریسم، انسان شناسی، تعاون، تامین اجتماعی، جامعه شناسی روستایی، همایش علوم اجتماعی،کنگره علوم اجتماعی، بررسی مسائل روز ایران، جامعه، جوامع، سیاست گذاری، برنامه ریزی، ارتباط، شناسایی چالش، نظریه، همایش جامعه شناسی


428
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
ثبت نام آنلاین

پوستر
حمایت معنوی

معرفی مجلات






مرکز همایش های بین المللی توسعه ایران