تماس با دبیرخانه

021-36621318

021-36621319

 

02189786524

conf.ntpco[at]gmail.com

عضویت در خبرنامه کنگره علوم اجتماعی


اخبار
امروز؛ جای هزاران دختر و پسر در کلاس‌های درس خالی است .

امروز بیش از 13 میلیون دانش‌آموز در مقاطع مختلف تحصیلی به کلاس‌های درس رفتند اما در این میان دانش آموزانی در اقصی نقاط کشور درس و مدرسه را به هزار دلیل رها کرده‌اند و اکنون بازمانده از تحصیل محسوب شده و به حمایت‌های ویژه جهت بازگشت به چرخه تحصیل نیاز دارند.

 


ادامه مطلب ...

درامدی بر جامعه شناسی پزشکی

11 شهریور 1395

نخستین همایش بین المللی جامعه شناسی ایران با محوریت جامعه شناسی شهری، جامعه شناسی پزشکی، جامعه شناسی روستایی و ...  در بهمن ماه سال جاری برگزار خواهد شد.

سازمان بهداشت جهانی، سالهای نخست دهه ۱۹۶۰ را «عصر پزشکی» نامیده که با استفاده از روشهایی مانند واکسیناسیون و استفاده از آنتی­بیوتیک­ها برای مبارزه با بیماریهای عفونی مشخص می­شد. اکنون این سازمان معتقد است که جوامع پیشرفته، وارد «عصر مابعدپزشکی» شدند که مشخصه آن این است که سلامت و بیماری تا حد زیادی توسط عوامل اجتماعی و محیطی، مانند رفتارهای فردی، سبک­های زندگی، نارسایی سازمانهای اجتماعی، فقر و محیط فیزیکی تعیین می­شوند که با روشهای پزشکی قابل کنترل نبوده و نقص در آنها، سبب بیماریهای مدرن و قابل پیشگیری، مانند بیماریهای قلبی و عروقی، سرطان ریه، اعتیاد به مواد، ایدز و نظایر آن می­شود. جامعه­شناسی پزشکی می­کوشد تا دریابد چگونه عوامل اجتماعی و فرهنگی، بر توزیع و فهم بیماری، واکنش نسبت به بیماری، تحول و عملکرد نهادهای مراقبت تندرستی، توسعه سیاستهای اجتماعی درباره سلامت تأثیر می­گذارند. آنها همچنین، به مطالعه تجربه­های عامه از سلامت و بیماری، پیری­شناسی اجتماعی، اپیدمیولوژی اجتماعی سلامت و بیماری­ها، سازمان اجتماعی و تولید اجتماعی بیماری، واکنش­های جامعه نسبت به بیماری، تجربه اجتماعا ساخت یافته بیماری، و سازمان مشاغل و حرفه پزشکی علاقه­مند هستند (مسعودنیا، ۱۳۸۹).

تا چند دهة پیش، واژه­های سلامت و بیماری، افراد را به یاد بیمارستان­ها، پزشکان، پرستاران، داروها و جعبة کمک­های اولیه می‌انداختند. امروزه، این واژه­ها، معانی و دلالت­های گسترده­تری پیدا کرده­اند و طیف وسیعی از  مفاهیم، از سطوح خرد، نظیر رفتارهای مرتبط با سلامتی، مانند رژیم غذایی مناسب، عادات مناسب سلامتی، ورزش و فعالیت­های جسمانی و بدنی، عادات خواب مناسب؛ رفتارهای بیماری ، مانند راهبردهای مقابله­ای، الگوهای ارزیابی علائم، الگوهای کمک­جویی گرفته تا سطوح کلان، نظیر الگوهای اجتماعی سلامت و بیماری، سبب شناسی اجتماعی بیماری­ها، نظام­های عرضة مراقبت­های تندرستی، توزیع نامناسب سلامت و بیماری در جامعه، تولید اجتماعی بیماری، اقتصاد سیاسی سلامت و بیماری، آناتومی سیاسی بدن و نظایر آن را دربر می­گیرند.

عوامل و زمینه­های اجتماعی، نقش مهمی در سلامت و بیماری ما ایفا می­کنند. سلامت و بهزیستی، حتی از پیش از تولد و تا زمان مرگ، تحت تأثیر فرایندهای اجتماعی قرار دارد. جایگاه اجتماعی والدین، بر فرصت­های زندگی در ارتباط با سلامتی و بهزیستی، تأثیر می­گذارد. شرایط اجتماعی، نه تنها بر احتمال بیماری و معلولیت تأثیر دارند بلکه بر چشم­اندازهای پیشگیری از بیماری‌ها و حفظ سلامتی هم اثر می­گذارند. درحال حاضر، بزرگترین تهدید برای سلامتی و بهزیستی یک فرد، از سبک­های زندگی ناسالم و رفتارهای پرخطر سر چشمه می‌گیرند (به فصل رفتارهای سلامتی مراجعه شود). تأثیر این سبک­ها و رفتارها، به­ویژه در زمینة بیماری­های مدرن، مانند بیماری‌های قلبی و عروقی، سرطان و ایدز، بیشتر صادق است. از سوی دیگر، شرایط و عادات زندگی سالم و نیز پرهیز از رفتارهای پرخطر، پتانسیل افراد را برای یک زندگی سالم و طولانی افزایش می‌دهند. این سبک­ها و عادات سلامتی، همگی در زمینة اجتماعی شکل می­گیرند.

جامعه‌شناسی پزشکی چیست؟

یکی از نخستین تعاریف از جامعه‌شناسی پزشکی، توسط چارلز مک­اینتایر( ۱۸۹۴) در مقاله‌ای دربارة اهمیت عوامل اجتماعی در تندرستی ارائه شد. وی جامعه‌شناسی پزشکی را به­این­گونه تعریف کرد:

« علم مطالعة پدیدة اجتماعی پزشکان به‌عنوان طبقه مجزا و متفاوت، و علمی که قانون­های حاکم  بر روابط بین حرفه پزشکی و جامعة انسانی به­عنوان یک کل را مطالعة می­کند؛ علمی که ساختار هر دو ( حرفة پزشکی و جامعه) را مورد مطالعة قرار می­دهد، اینکه شرایط حاضر
چگونه اتفاق می­افتند، پیشرفت تمدن تحت تأثیر چه است و در واقع هر چیزی که به سوژه مربوط می‌شود ……….. » ( بلوم، ۲۰۰۲).

در این تعریف، توجه مک­اینتایر، بیشتر معطوف به مطالعة حرفه پزشکی و ساختار آن است. در واقع می‌توان گفت که جامعه‌شناسی پزشکی اولیه، بیشتر معطوف بر جامعه‌شناسی حرفة پزشکی بود. موضوعاتی نظیر اینکه پزشکان کی هستند؟ آنها چگونه به‌عنوان یک گروه عمل می­کنند؟ ویژگی­های جامعه‌شناختی حرفة پزشکی کدامند؟ شایان ذکر است که مک­اینتایر، نخستین کسی بود که از واژة جامعه‌شناسی پزشکی استفاده کرد.

اگر جامعه‌شناسی، به‌عنوان یک رشته دانشگاهی، را بتوان در معنای مطالعة علل و پیامدهای اجتماعی رفتار انسانی تعریف کرد، در این صورت، جامعه‌شناسی پزشکی را می­توان به معنای مطالعة علل و پیامدهای اجتماعی سلامت و بیماری تعریف کرد ( کاکرهام، ۲۰۰۴).

در تعریف دیگری، برکمن و کاواچی( ۲۰۰۰) و بیرد و دیگران(۲۰۰۰)، معتقدند که جامعه‌شناسی پزشکی، می­کوشد تا دریابد که چگونه عوامل اجتماعی و فرهنگی، بر توزیع و فهم بیماری، واکنش­ها نسبت به بیماری، تحول و عملکرد نهادهای مراقبت تندرستی و توسعة سیاست­های اجتماعی تأثیر می­گذارند.

به‌طور خلاصه، جامعه‌شناسی پزشکی به‌عنوان یک زیررشته از جامعه‌شناسی، به مطالعة جامعه‌شناختی نهاد اجتماعی پزشکی، دانش، رویه و اثرات آن می‌پردازد. جامعه­شناس‌های پزشکی، سازمان اجتماعی و تولید اجتماعی سلامت و بیماری را بررسی می‌کنند. حوزه‌های عمدة بررسی جامعه‌شناسی پزشکی، شامل جنبه‌های اجتماعی سلامت و بیماری، رفتار اجتماعی کارکنان مراقبت تندرستی و افرادی که از خدمات آنها استفاده می‌کنند، کارکردهای اجتماعی سازمان‌ها و نهادهای بهداشت و درمان، الگوهای اجتماعی خدمات تندرستی، رابطة نظام‌های عرضة مراقبت تندرستی با سایر نظام‌های اجتماعی و سیاست‌های بهداشتی و تندرستی هستند. افزون­براین، جامعه­شناس‌های پزشکی، به تجربه‌های عامه از سلامت و بیماری نیز علاقه‌مند هستند. برخی از این افراد نیز در حوزه‌های سلامت و بهداشت عمومی، جمعیت شناسی و پیری‌شناسی اجتماعی مشغول فعالیت هستند.

تاریخچة جامعه‌شناسی پزشکی  

اگرچه ظهور جامعه‌شناسی پزشکی، به­عنوان حوزه­ای که اهمیت عوامل اجتماعی را در سلامتی و بیماری بررسی می­کند به اواخر سدة نوزدهم و طول سدة بیستم برمی­گردد، و نخستین استفاده از واژة جامعه‌شناسی پزشکی، در سال ۱۸۹۴ توسط چارلز مک­اینتایر انجام شد، اما کوشش برای فهم رابطة بین رفتار اجتماعی و سلامتی ریشه در تاریخ دارد.

۱٫ دورة باستان تا سدة نوزدهم

انسان­های نخستین، به حیوانات بسیار نزدیک­تر بودند از این جهت که آنها، برای سالم ماندن، به غرایز خود متکی بودند. با این وجود، شواهدی در دست است که نشان می­دهند انسان­های اولیه، نوعی رابطة علت و اثر را میان انجام برخی کارها و تسکین علائم یک بیماری یا بهبود زخم و جراحت تشخیص داده بودند. از آن­جا که انسان­های اولیه، فهم درستی دربارة عملکرد بدن نداشتند، پس ابزاری نظیر جادو، تبدیل به مؤلفه اساسی باورها دربارة علل و درمان اختلال­ها و بیماری­ها شده بود. آنها همچنین میان پدیده­هایی مثل ارواح پلید، شیطان و جن و بیماری ارتباط برقرار کرده بودند. علاوه بر اعتقادات جادویی دربارة علل و درمان بیماری­ها، مردمان نخستین، به استفاده از پزشکی گیاهی نیز تمایل نشان می­دادند. البته، این پزشکی ارتباط تنگاتنگی با پزشکی مبتنی بر جادو داشت. برای مثال، آنها از گیاهان و یا حیوانات، برای بیرون انداختن ارواح خبیثه یا پلید و یا شیطان و جن از بدن استفاده می­کردند. حتی استفاده از جراحی، در حدود ۴ الی ۵ هزار سال پیش (به ویژه، سوراخ کردن جمجمه یا کاسه سر، که روش سوراخ کردن دایره‌ای شکل در جمجمه نامیده می­شد)، به منظور آزاد کردن ارواح پلید، رایج بود.

اما یکی از نخستین کوشش­ها برای رد تبیین ماوراءالطبیعی بیماری­ها و تدوین اصول مراقبت سلامتی بر پایة تفکر عقلانی و منطقی، توسط بُقراط، حکیم و پزشک یونانی در حدود ۴۰۰ پیش از میلاد مسیح صورت گرفته است. بُقراط، در کتاب خود با عنوان «هواها، آب­ها و مکان­ها»، و نیز در کتاب­های اپیدمیک اول و اپیدمیک دوم، علاوه بر تبیین بیماری­ها براساس شرایط محیطی و نیز فصل­های سال و پایه­گذاری نظریة اتمی (ماسنر و بان، ۱۹۷۴) و ابداع مفاهیم مهم اپیدمیولوژی نظیر اِندمیک و اپیدمیک (والانیس، ۱۹۹۲)، استدلال می­کند که بهزیستی و سلامتی انسان، تحت تأثیر کلیت عوامل محیطی، یعنی عادات یا سبک زندگی، وضعیت اقلیمی، توپوگرافی (موقعیت طبیعی) زمین، و کیفیت هوا، آب و تغذیه قرار دارد.

با شروع قرون وسطی، یا دوران تاریکی، بخش اعظمی از دانش پزشکی مربوط به دوران باستان از میان رفت و آن­چه که باقی مانده بود، توسط کلیسای کاتولیک حفظ شد. در این دوران،‌ کلیسا مسئولیت مقابله با مسائل روانی و شرایط اجتماعی نامطلوب، مانند فقر را برعهده داشت، در حالی­که پزشکان، کم و بیش، تنها به بیماری­های تهدید­کنندة جسمانی توجه نشان می­دادند. بدن انسان به مانند یک ماشین تلقی می­شد که  مطابق با اصول فیزیک و شیمی عمل می­کرد. نتیجة این تفکر این بود که هم مذهب و هم علم پزشکی در غرب، از این اندیشه حمایت می­کردند که اگر بدن انسان به‌عنوان ماشین در نظر گرفته شود، پس بیماری، نوعی اختلال و نقص در کار ماشین، و وظیفة پزشک، ترمیم و اصلاح ماشین است ( اِنگل، ۱۹۷۷).

تا اواخر سدة هجدهم، معدودی از پزشکان، به فهم عواملی غیر از عملکرد فیزیکی بدن توجه نشان دادند. تنها برخی از پزشکان، نظیر پاراسلسوس، پزشک مشهور سوییسی که در سدة شانزدهم زندگی می­کرد، به شرایط اجتماعی به­عنوان عوامل علّی بیماری­ها توجه کردند. وی در پژوهشی بر روی کارگران معدن نشان داد که بیماری­های خاصی که در بین کارگران معدن شایع است، به شرایط کاری آنها ارتباط دارد.

۲٫ سدة نوزدهم تا اوایل سدة بیستم

جامعه‌شناسی پزشکی در سدة نوزدهم، از سه مفهوم همپوش و مشترک اقتباس شد: پزشکی به­عنوان علم اجتماعی، پزشکی اجتماعی و جامعه‌شناسی پزشکی. وجه مشترک هر سه حوزه عبارت از این بود که همة آنها به تبیین رابطة میان شرایط اجتماعی و مسائل سلامتی علاقه‌مند بودند، اندیشه‌ای که مبتنی بر این فرض بود که بیماری انسان، همیشه تحت تأثیر فعالیت­های اجتماعی و محیط فرهنگی است. نخستین ریشة عمدة جامعه‌شناسی پزشکی، ایده پزشکی به­عنوان علم اجتماعی است. این ایده که با نام رودلف ویرکو (۱۸۴۸)، پزشک آلمانی و پدر آسیب­شناسی مدرن عجین است، حق سلامت را به مانند سایر حقوق اساسی انسان، نظیر حق آموزش و آزادی­های سیاسی و مذهبی، در میانة سدة نوزدهم و در دورة تقویت ارزش­های روشنگری، وارد گفتمان­های اصلی ملل اروپای غربی کرد.

دومین ریشة عمدة جامعه‌شناسی پزشکی در سدة نوزدهم، حوزة سلامت عمومی (آن چنان­که در آمریکا مطرح است) یا پزشکی اجتماعی (اصطلاحی که در کشورهای اروپایی استفاده می­شود) بود. این حوزه، به پیشگیری و سیاست­های سلامت مربوط می‌شود. به بیان دیگر، پزشکی اجتماعی یا سلامت عمومی، به کاربرد پزشکی در درمان بیماری­های اجتماعی ناشی از انقلاب صنعتی توجه نشان می­دهد (بلوم، ۲۰۰۲). در واقع، نخستین کوشش نظام­مند و سازمان­یافته در بررسی اثرات شرایط اجتماعی بر سلامت و بیماری، در حوزة سلامت عمومی یا پزشکی اجتماعی صورت گرفت. از سوی دیگر، سلامت عمومی به معنای ورود دولت در بخش سلامت هم بود.

۳٫ نیمة نخست سدة بیستم: آغاز جامعه‌شناسی پزشکی

نیمة نخست سدة بیستم، به­ویژه، ربع اول سدة، با تغییرات وسیع، بسیار مهم و اجتناب­ناپذیر در همة جنبه­های مراقبت سلامتی همراه بوده است. این تغییرات، ضرورت مطالعة ابعاد جامعه­شناختی علوم بهداشت و سلامت و فعالیت­های مرتبط با مراقبت پزشکی را دو چندان کرد. برخی از مهم­ترین تغییرات در این دوره عبارت بودند از:

الف) تعهد و الزام فزاینده نسبت به تأمین مراقبت بهداشتی ـ درمانی مطلوب برای اعضای جامعه؛

ب) تغییر نیمرخ جمعیت­شناختی که منابع اقتصادی را تضعیف و توجه فزاینده را به مسائل اخلاقی و ارزشی پیرامون طولانی کردن و نیز پایان زندگی معطوف می­کرد؛

پ) پذیرش سریع نوآوری­های فن­شناختی پیچیده و پرهزینه که نیازمند تنظیم منابع نسبت به هزینه­های تأمین مراقبت و نیز ارائه معیارهای کیفیت زندگی بود؛

ت) استمرار تخصصی­شدن فزاینده در میان پزشکان عمومی، که با تغییرات عظیم در زمینة روابط تأمین‌ کننده ـ بیمار، برنامه­های آموزش پزشکی و تعاریف نقش­های مناسب پزشکان و متخصصین سلامت همراه بود؛

ث) هزینه­های روبه­افزایش خدمات بهداشتی ـ درمانی که منجر به تلاش­های طاقت­فرسا در زمینة تحدید و کاهش هزینه، اصلاحات اساسی در شیوه­های تأمین مالی و نیز عرضة خدمات بهداشتی ـ درمانی و به‌ویژه رشد مراقبت سلامتی از پیش پرداخت­شده و گسترش بخش سلامتی سازمان­های غیر انتفاعی شد ( فریمن و لوین، ۱۹۸۹).

مهمترین آثار خلق شده در این دوره عبارتند از: ظهور نظریه­های بهداشت اجتماعی و آسیب­شناسی اجتماعی توسط آلفرد گراتجان (۱۹۰۴) و نیز ظهور حرفة مددکاری اجتماعی؛ پایه­گذار مددکاری اجتماعی پزشکی توسط کلارک کابوت؛ ارتباط دادن مطالعة بهداشت به جامعه‌شناسی توسط جان شاو بیلینگز (۱۸۷۹)؛ استفاده از واژه جامعه‌شناسی پزشکی در سال ۱۸۹۴، توسط چارلز مک اینتایر و الیزابت بلک­ول در سال ۱۹۰۲؛ انتشار کتاب  «جامعه‌شناسی پزشکی» توسط جیمز وارباس در سال ۱۹۰۲٫

۴٫ جامعه‌شناسی پزشکی از نیمه دوم سدة بیستم تاکنون

ظهور دقیق جامعه‌شناسی پزشکی، به‌عنوان یک حوزه تخصصی کامل، به بعد از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه از دهة ۱۹۵۰ به بعد برمی‌گردد. در این دوره، بزرگترین و عمده­ترین مطالعات نظری و نیز میدانی جامعه‌شناسی پزشکی انجام شدند. برخی از آثار پژوهشی در دهة ۱۹۵۰، علاقة پژوهشگران را به این رشته در حال توسعه برانگیختند. اثر کووس (۱۹۵۴) با نام « سلامتی رجیون ویل» و اثرهالینگشید و ردلیخ (۱۹۵۸) با نام طبقة اجتماعی و اختلال‌های روانی، روابط بین شرایط اجتماعی و وضعیت سلامتی را بررسی کردند. در پژوهش دیگری، سرُل و همکارانش در دهة ۱۹۵۰، مطالعة خود را به صورت مقطعی در ناحیه میدتن منهاتان شهر نیویورک، بر روی نمونه­ای مرکب از ۱۶۶۰ نفر انجام دادند. آنها نیز شیوع اختلال‌های روانی را بررسی کرده و نتیجه گرفتند افرادی که تحرک اجتماعی صعودی داشتند، در مقایسة با افرادی که تحرک اجتماعی نزولی داشتند و یا در سطوح اجتماعی ـ اقتصادی مشابه باقی مانده بودند، اختلال‌های هیجانی کمتری را تجربه کرده­اند ( کاکرهام، ۱۹۹۲). لیتون و همکارانش، در دهة ۱۹۵۰، با پژوهشی بر روی ۱۳۰۳ نفر در ناحیه‌ای موسوم به استیرلینگ کانتی، با استفاده از پرسشنامه‌ای مرکب از پرسش‌های مربوط به زمینة اجتماعی، مفهوم اجتماع، روابط خانوادگی، سلامت جسمانی و روانی و یک فهرست بیست ماده‌ای علائم روانی، انجام دادند. آنها دریافتند که شیوع اختلال روانی، با سن افزایش می­یابد، در میان زنان بیشتر از مردان است و در میان گروه‌های اجتماعی ـ اقتصادی پایین، فراوان‌تر خواهد بود.

حوزه­های مطالعه جامعه­شناسی پزشکی

جامعه­شناسی پزشکی اگرچه بعنوان یکی از زیرشاخه­های جامعه­شناسی شناخته شده است اما این حوزه، خود دارای حوزه­های مطالعاتی بیشماری است. این حوزه­ها عبارتند از:

الف) مطالعه الگوهای اجتماعی سلامت و بیماری: تأکید چشمگیر بر اثراتِ فراگیرِ عوامل اجتماعی در زمینة سلامت و بیماری سبب ­شد که واژة «اجتماعی» در یکی از نخستین تعاریف سازمان بهداشت جهانی از سلامتی گنجانده شود. سازمان بهداشت جهانی در اساسنامة خود در سال ۱۹۴۸، سلامتی را به­عنوان «حالتی از بهزیستی اجتماعی، روانی و نه تنها فقدان بیماری» تعریف کرده است (مورگان، کالنان و منینگ، ۱۹۸۵).

از نظر بسیاری از محققان، بزرگترین پیشرفت­ها برای تبیین و تشریح عوامل تعیین­کنندة بیماری در طول چند دهة گذشته، شناسایی آن دسته از شرایط اجتماعی بوده است که به­طور مستقیم از راه فرایند­های فیزیولوژیک و به­طور غیر­مستقیم از طریق مسیرهای رفتاری بر سلامت و بیماری اثر می­گذارند.

ب) مطالعه تیپولوژی رابطه پزشک ـ بیمار: تأثیر کیفیت رابطة میان پزشک­­ـ بیمار بر فرآیند درمان و نتایج آن، به یکی از مهمترین موضوع‌ها در جامعه‌شناسی پزشکی و نیز علوم بالینی مبدل شده است. این­که رابطه پزشک­ـ بیمار در محیط درمانی چگونه باشد، نتایج مهمی بر تندرستی و بهبودی بیمار دارد. برای مثال، یک رابطة ضعیف میان پزشک­ـ بیمار، رضایت بیمار را کاهش می‌دهد (سِروِلن، ۱۹۹۷)، کاهش رضایت بیمار ممکن است پیامدهای منفی زیادی به همراه داشته باشد. از جملة این پیامدها، عدم پیروی از درمان است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که بیماران راضی، پیروی بیشتری از طرح درمان در مقایسه با بیماران ناراضی نشان می‌دهند (کال و بیرد، ۲۰۰۰). برای مثال، بیماران ناراضی ممکن است توصیه‌های پزشکی دربارة کاهش وزن، تغییر رژیم غذایی، مصرف به­موقع دارو، ورزش و سایر رفتارهای سالم را جدی نگیرند.

پ) رفتار سلامتی: در یک تعریف ساده، رفتارهای سلامتی را می­توان عبارت از رفتارهایی دانست که از سوی افراد به­­منظور حفظ یا بهبود سلامتی انجام می­شوند (کاسل و کوب، ۱۹۶۶). از نظر کراوفورد (۱۹۸۴)، تأکید جامعه­شناسان پزشکی بر رفتار سلامت، چند دلیل دارد. نخست آنکه، الگوهای عمدة بیماری، از بیماری­های عفونی، مُسری و حاد، به بیماری­های مزمن نظیر بیماری­های قلبی، سرطان، دیابت­ها که پزشکی قادر به درمان آنها نیست، تغییر یافته است. دوم آنکه، عامل بروز فجایع متعدد در زمینة تندرستی، همانند ایدز و سرطان ریه، ناشی از مصرف سیگار و سبک­های زندگی خاص هستند. سوم آنکه، مبارزه و تلاش­های واقعی از سوی رسانه­های ارتباط­جمعی و تأمین­کنندگان مراقبت تندرستی، معطوف بر تغییر سبک­ زندگی و افزایش مسئولیت فردی در مورد سلامتی بوده است.

ت) رفتار بیماری: مفهوم رفتار بیماری، نخستین بار توسط مکانیک (۱۹۶۲) مطرح شد. این مفهوم که از نظریه‌های روانشناختی ادراک، شناخت و اسناد معنا و به­علاوه از نظریه­های روابط اجتماعی سود می‌برد، بر این فرض استوار است که بیماری و نیز تجربة بیماری، به­وسیلة عوامل فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی، جدای از مبانی ژنتیک یا سایر مبانی زیست­شناختی بیماری شکل می­گیرد (پیلوفسکی، ۱۹۸۴). « از نظر مکانیک (۱۹۶۲)، در ارتباط با رفتار بیماری، منظور ما شیوه­ای است که علائم، درک و ارزیابی شده و از جانب فردی که درد، ناراحتی و یا سایر نشانه­های نقص ارگانیسم را تشخیص می­دهد، پاسخ داده می­شود ».

ث) اپیدمیولوژی و اپیدمیولوژی اجتماعی: یکی از قدیمی­ترین روش­ها برای مطالعة دلایل بیماری که نه بر وقایع ماوراء­الطبیعی، بلکه بر پایة عقلانی استوار شده بود، مطالعة همه­گیر­شناختی است. اپیدمیدلوژی در دقیق­ترین معنا، به علم همه­گیری اشاره دارد (کاکرهام، ۱۹۹۲). اپیدمیدلوژی در معنای یک علم، عبارت است از مطالعة ماهیت، علت، کنترل و عوامل تعیین­کنندة  فراوانی و توزیع بیماری، ازکارافتادگی یا معلولیت و مرگ و میر در جمعیت­های انسانی. اپیدمیولوژی، متضمن توصیفِ توزیعِ وضعیت سلامت، بیماری­ها یا سایر مسائل تندرستی براساس سن، جنسیت، نژاد، جغرافیا، مذهب، تحصیلات، شغل، رفتارها، زمان، مکان، شخص و غیره می­باشد. از سوی دیگر، اپیدمیولوژی اجتماعی، شاخه­ای از اپیدمیولوژی است که توزیع اجتماعی و عوامل تعیین­کننده اجتماعی حالات تندرستی و نیز بیماری را مطالعه می­کند (بِرکمن و کاواچی ، ۲۰۰۰ ). اپیدمیولوژی اجتماعی، هم ویژگی­های خاص و هم مسیرهایی را که براساس آن، شرایط اجتماعی بر تندرستی یک جمعیت اثر می­گذارد را بررسی می­کند (کرایگر، ۲۰۰۱ ).

ج) اختلال­های روانی: در جامعه­شناسی پزشکی، مطالعة اختلال­های روانی، به­دنبال پ‍‍ژوهش­های متعددی (به­ویژه مطالعات اپیدمیولوژیک) که روابط معنادار بین عوامل اجتماعی و بسیاری از شرایط روانپزشکی را روشن کرده بودند، شروع شد. جامعه­شناس­­های پزشکی، برخلاف روانپزشکان و روانشناس­های بالینی که موارد فردی اختلال­های روانی را بررسی می­کنند، بر ماهیت جمعی اختلال­های روانی تأکید دارند. آنها، اختلال­های روانی را براساس فرایندهای اجتماعی که بر افراد و حالات روانی آنها تأثیر می‌‌گذارند، بررسی خواهند کرد (کاکرهام، ۱۹۹۲).

جامعه­شناس­ها، استدلال رویکردهای پزشکی و زیست­شناختی را مبنی بر اینکه بسیاری از اختلال­های روانی، پایة زیستی و عضوی دارند می­پذیرند اما معتقدند اگرچه شرایط آسیب­شناختی روانی که به اختلال­های روانی موسوم هستند، تا حد زیادی به عملکردهای ذهن و مغز مربوط­اند، اما تعریف اختلال روانی و اینکه آیا یک فرد به لحاظ روانی بیمار است یا خیر، متضمن معیارهای جامعه‌شناختی است.

چ) نظریه­پردازی در باب علیت اجتماعی سلامت و بیماری: جامعه­شناسی علاقه­مند به رابطة میان عامل و ساختار است‌. جامعه­شناسی تلاش دارد تا رابطة بین کنش انسانی و تعیین­ ساختاری روابط اجتماعی برخی عناصر الزام‌آور که از آن به­عنوان‌ روابط قدرت یاد می‌شود را روشن کند. جامعه­شناسی، افزون­براین‌، به مطالعة نقش فشارهای طبیعی ‌و اجتماعی در توزیع و تجربة تندرستی و بیماری نیز می‌پردازد. چنین رویکردی‌، شامل تحلیل فلسفی از ایدة ‌بیماری به­عنوان نوعی تفسیر پزشکی از واقعیت است (کینگ، ۱۹۸۲). این بررسی‌، به ارزیابی ‌انتقادی از واقعیت و طبیعت از راه جامعه­شناسی معرفت‌، و به دیدگاهی دربارة مقولات بیماری و مریضی می‌انجامد. همچنین، جامعه­شناسی پزشکی نظری‌، به موضوعات گسترده‌تری دربارة نظم و نابرابری اجتماعی‌، با توجه به نقش ارزش­ها و نهادهای پزشکی در تنظیم و کنترل بیماری و اختلال می‌پردازد. این جامعه­شناسی، به تمایز ساختاری مذهب‌، قانون و پزشکی به منزله اشکال نهادی کنترل اجتماعی‌، و کنترل مدیریت انحراف ‌و اختلال در گروه­های مختلف علاقه­مند است‌. مهمترین هدف همایش علوم اجتماعی بررسی مسائل روز جامعه و ارائه راه حل برای آن است.

 

برچسب ها: نخستین همایش بین المللی علوم اجتماعی، فاصله طبقاتی، جامعه شناختی، شناسایی چالش، افلاطون، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، همایش علوم اجتماعی، کارل مارکس، برنامه ریزی، راهکار نوین، رفاه اجتماعی، سرمایه اجتماعی، جمعیت شناسی، نابرابری های اجتماعی، کار و شغل، ارتباطات، توریسم، انسان شناسی، تعاون، تامین اجتماعی، جامعه شناسی روستایی، همایش علوم اجتماعی،کنگره علوم اجتماعی، بررسی مسائل روز ایران، جامعه، جوامع، سیاست گذاری، برنامه ریزی، ارتباط، شناسایی چالش، نظریه، همایش جامعه شناسی، همایش جامعه شناسی و علوم اجتماعی، همایش علوم اجتماعی 95، همایش علوم اجتماعی 1395، جامعه شناسی ایران، جامعه شناسی سیاسی، فراخوان مقاله علوم اجتماعی، فراخوان مقاله های علوم اجتماعی، فراخوان مقالات علوم اجتماعی، روش شناسی، روش شناسی علوم اجتماعی، جامعه شناسی دین، جامعه شناسی سلامت، جامعه شناسی ارتباطات، جامعه شناسی جنگ، روش شناسی علوم انسانی، مردم، جامعه، اجتماع، فراخوان مقاله علوم اجتماعی، فراخوان مقاله های علوم اجتماعی، فراخوان مقالات علوم اجتماعی، مقاله، پایان نامه، جزوه های ارشد ، کنکور ارشد ، گواهی نامه کنگره ، گواهی نامه کنفرانس ، گواهی نامه همایش ، چاپ مقالات، چاپ مقالات گواهی نامه ،دریافت مقاله ، اکسپت مقالات ، نمایه شدن مقاله ، نمایه شدن مقالات ، ارسال گوهی نامه ، دریافت گواهی پیش از موعد ، هیات علمی ، نگارش مقاله ، راهنمای نگارش مقاله 


162
مطالب مرتبط


لطفا با تكميل فرم ، نظرات ، پيشنهادات و انتقادات خود را در مورد مطلب منتشر شده با ما در ميان بگذاريد.
پيام شما پس از تاييد توسط مدير سايت ، منتشر خواهد شد.
 

 
Captcha


 
مرکز همایش های بین المللی توسعه ایران